![]() |
![]() |
|
| کلبه تنهایی های من |
|
آرزوهایت آرزویم است..........
فقط بــــــرای تــــــــــــــو ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 12:44 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی. دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم . درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی . گوش خواهم داد بی هیچ سخنی . در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی . در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی. این گونه شاید احساسم نمیرد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
به کدامین بهانه می گریستیم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 10:7 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید Why do you like me..? Why do you love me? چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ I can't tell the reason... but I really like you دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"دوست دارم You can't even tell me the reason... how can you say you like me? تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داری؟ How can you say you love me? چطور میتونی بگی عاشقمی؟ I really don't know the reason, but I can prove that I love U من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم Proof ? No! I want you to tell me the reason ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی، Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk? If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore True love never dies for it is lust that fades away |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 11:37 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
الو؟
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خودت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
ترم اول(ترم جو گیری): الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده
ترم 2(ترم عاشق شدگی): آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم.امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...
ترم 3(ترم افسردگی): الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.....
ترم 4(ترم زرنگ شدگی): الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم...... الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 میبینمت
ترم5 (ترم مشروطه گی): الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بهم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم...
ترم 6(ترم ولخرجیدگی) : الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!
ترم7 (ترم پاتوق): .........
ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی): الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
گل روتو گل نداره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
و آن زمان که عاشق می شوی و می دانی که عشقی هست و باور داری کسی که تو را دوست دارد و در آن شبهای سرد و یخبندان با تو می ماند.. در آن لحظات می فهمی دوست داشتن چقدر زیباست ..... و آن زمان که کسی در فراسوی خیال تو نیست و تو تنهای تنها در جاده های برهوت زندگی قدم می زنی تنها اوست که به تو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 10:51 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره هر رفیقه راهی با من دو سه روزی همسفر بود هر کی با زمزمه عشق،دو سه روزی عاشقم شد اونکه عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 10:49 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
سفر کردم به شهر بی ستاره که هر جا پابذارم غم بباره
چنین ابر غمو کردیم بی چاره
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
در حکايتي قديمي آمده است: وقتي حضرت عيسي روي صليب درگذشت بي درنگ به دوزخ رفت تا گناه کاران را نجات دهد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از راهى عبور مى كرد. در راه شيطان را ديد كه خيلى ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيد: چرا به اين روز افتاده اى؟ اول اين كه هر وقت به هم مى رسند سلام مى كنند. دوم اين كه با هم مصافحه - دست دادن- مى كنند. سوم آن كه ، هر كارى را كه مى خواهند انجام دهند «ان شاء الله» مى گويند. چهارم از اين خصلت ها آن است كه استغفار از گناهان مى كنند. پنجم اين كه تا نام شما را مى شنوند صلوات مى فرستند . ششم آن كه ابتداى هر كارى « بسم الله الرحمن الرحيم» مى گويند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 12:9 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
كسى نزد اميرمؤمنان على (عليه السلام) از عدم استجابت دعايش شكايت كرد و گفت با اينكه خداوند فرموده دعا كنيد من اجابت مى كنم ، چرا ما دعا مى كنيم و به اجابت نمى رسد ؟! امام در پاسخ فرمود: قلب و فكر شما در هشت چيز خيانت كرده لذا دعايتان مستجاب نمى شود: 1- شما خدا را شناخته ايد اما حق او را ادا نكرده ايد، بهمين دليل شناخت شما سودى بحالتان نداشته. 2- شما به فرستاده او ايمان آورده ايد سپس با سنتش به مخالفت برخاسته ايد ثمره ايمان شما كجا است ؟ 3- كتاب او را خوانده ايد ولى به آن عمل نكرده ايد، گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم سپس به مخالفت برخاستيد. 4- شما مى گوئيد از مجازات و كيفر خدا مى ترسيد، اما همواره كارهائى مى كنيد كه شما را به آن نزديك مى سازد ... 5- مى گوئيد به پاداش الهى علاقه داريد اما همواره كارى انجام مى دهيد كه شما را از آن دور مى سازد ... 6- نعمت خدا را مى خوريد و حق شكر او را ادا نمى كنيد. 7- به شما دستور داده دشمن شيطان باشيد (و شما طرح دوستى با او مى ريزيد) ادعاى دشمنى با شيطان داريد اما عملا با او مخالفت نمى كنيد. 8- شما عيوب مردم را نصب العين خود ساخته و عيوب خود را پشت سر افكنده ايد .. . با اين حال چگونه انتظار داريد دعايتان به اجابت برسد؟ در حالى كه خودتان درهاى آنرا بسته ايد؟ تقوا پيشه كنيد، اعمال خويش را اصلاح نمائيد امر به معروف و نهى از منكر كنيد تا دعاى شما به اجابت برسد. امام علي (ع) (نهج البلاغه حكمت 337) : دعا كننده بدون عمل و تلاش مانند تيرانداز بدون زه است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
لوکاس راهب به همراه شاگردش از دهي مي گذشت . پيرمردي از او پرسيد : اي قديس، چگونه به خدا برسم؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط ice girl |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
عشق يعني قطره قطره آب شدن... در وفــور اشـك يـار گـــريان شـــدن عشق يعني بر دلي چيره شدن... دست از جان شستن و مـجنون شـــدن عشق يعني در حضور باران طوفان شدن... در كنار قاصدك رقصيدن و پرپر شدن عشق يعني در عميق قلب يار ساكن شدن... بر دامان وي افتادن و بي جان شدن عشق يعني در پي باد رفتن و راهي شدن... از فراز كوهها بگذشتن و پيدا شدن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:55 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من
عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار
عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:52 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
آنگاه که اسیر سکوتی کشنده بودم ..
آمدنت را در ذهن دیدم .. و خرامیدنت .. که چه زیبابود.. خواستم با ناله ای حزن انگیز سکوت را بشکنم .. اما .. ژاله های اشک در چهره ام نوید انقلاب دل را می دادند .. وعجیب اینکه فاصله ما از تار مویی کمتر بنظر می رسید .. چون تو قلب مرا در اسارت خود داشتی .. پس تو هم قطره اشکی بریز ... تا خانه عشقمان را معطر کنیم .. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:50 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
تقديم به همسر عزیزم امیر به او که آسايشش را به بهاي تحقق يافتن آرزوهاي من ناديده گرفت. به او که لحظه به لحظه زندگي پربارش سرشار از عشق و محبت و ايثار است. به او که با صبوري تمام در لحظات سخت زندگي اجازه داد به شانه هايش تکيه کنم. تقديم به او ... دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:33 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
زندگی قانـــــــون نیست
زندگی قافیه باران است من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند تو بهاری و به اندازه ی باران خدا زیبایی
و بلندای امیدت پاسداشتی مداوم برای زندگیست |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
هر شادی که بی توست، اندوه است! هر منزل که نه در راه توست،زندان است! هر دل که نه در طلب تویت ، ویران است! یک نفس با تو ، به دو گیتی ارزان است! یک دیدار از آن تو ، به صد هزار جان رایگان است! صد جان نکند آنچه کند بوی وصالت! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
به نظر شما عشق چگونه است؟ «تنها با کسی قبول عشق کنید که دارای همت عالی و نفسی قوی باشد» عارفي در بياباني از زني باديه نشين پرسيد: « عشق از نظر شما چون است؟» زن گفت: چندان بزرگ و عظيم است که بر کسي پوشيده نمي ماند و چنان دقيق است که هرگز به چشم ديده نمي شود و آن چنان در وجود شخص عاشق استقرار يافته است که مانند قرار داشتن آتش در آتش زنه و مانند خود آتش زنه که اگر آن را بجنباني آتش از ان بيرون مي جهد و چون رهايش نمايي اثري از ان به چشم نمي آيد. او را که دل از عشق مشوش باشد هر قصه که گوید همه دلکش باشد تو قصه عاشقان همی که شنوی بشنو!بشنو!که قصه شان خوش باشد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:23 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
با بودنت دنياي من رنگي تر از هميشست قلب تموم آدماش از جنسي مثل شيشست با بودنت رنگين کمان يه رنگ اضافه داره رنگي زيباييش تو رو تو ذهن من مياره با بودنت تو گلخونه هچ گلي کم ندارم هچ گلي اونجا نمي خوام وقتي تويي کنارم با بودنت غصه مي ميره شادي جاشو مي گيره با بودنت هرچي غمه تو قلب من مي ميره با بودنت شعراي من معناي تازه دارن گلهاي اطلسي شکلي دوباره دارن با بودنت دلم ميخواد که از سينه جدا بشه پر بکشه به سمت تو تو راه تو فدا بشه با بودنت دوستت دارم رو زبونم ميشنه سهم من از با تو بودن اين عشق نازنينه با بودنت يه زندگي يه عمر تازه دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
خیلی دیر رسیدی ای دوست
هفت تا کفن پوسوندم من فقط یه استخونم ببین چی کردی با این دل فکر کن فقط یه لحظه نذار دیگه بیشتر از این تنم تو گور بلرزه ازت یه خواهشی دارم زیر طابوتم و نگیر وقتی که رفتم زیر خاک قبر منو بقل نگیر حالا دیگه راحته راحتی هر کاری که میخوای بکن منو به کی فروختی مفت برو واسه همون بمیر فقط تا هفت روز سیاه تنت کن شبای جمعه یادی از ما کن عشقی که بردی باشه حلالت عمری که بردی باشه حرومت فقط بدون روز قیامت جلوی راه تو رو میگیرم تقاص این عمری که از دست رفته رو ازت میگیرم مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگیم خندیدی به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود تو برو برو تا راحت تر تکه های دلم را آرام سر هم بند زنم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 1:11 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
دلم مثل دلت خونه شقايق چشام درياي بارونه شقايق
شقايق اينجا من خيلي غريبم آخه اينجا کسي عاشق نمي شه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 12:52 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| همسرم |
امیر عزیز
تنها با کسی قبول عشق کنید که دارای همت عالی و نفسی قوی باشد. |
|
RSS
|